دویست و دَه

قلبم سنگینی میکنه ولی حرفی ندارم...

دویست و نُه

میدونی، این که میدونم این آدم انقد تمیز و صاف و نامریضه

سالم زندگی میکنه و سالم زندگی کردن میخواد

بهم یه حس عجیبِ امنیتِ قشنگ میده

نمیتونم توصیف کنم اصلا مدلشو

کاش میشد قلبمو دربیارم بدم تو دستش نگه داره

کاش میشد خودمو مث بچه بندازم بغلش بگم منو نگهدار

کنارش زندگی میکنم اما اشتباهاتم زیاده

نمیتونم مث اون باشم، سالم، عاقل، کار درست

دویست و هشت

نمیدونم چرا یه دلهره بزرگ دارم

البته میتونم حدس بزنم چرا

ولی ربطش رو متوجه نمیشم

از کارای بابا خیلی ناراحت و عصبانیم

دلم میخواد فقط داد بزنم

همه ش دلشوره دارم

نمیتونم تمرکز کنم

برای هیچی وقت ندارم





این پست شاید باز آپدیت شه امروز

دویست و هفت

یه جوری ام

بی قرارم

دلم یه چیزی میخواد ولی نمیدونم چی

کلی خرید دارم. کلییییییییییییییییییییییییییییییییی

ولی نمیتونم هیچی بخرم دستم نمیره

لعنت بابا اه

دویست و شیش

از اینکه این آدم انقد به من احساسم بی تفاوت و بی اهمیته ، حرصم میگیره

میبینه روزها و شب ها انقد تو ناراحتی سپری میکنم

اما حتی تلاش نمیکنه بیاد صحبت کنه در موردش

الانم میدونم میخواد برنامه تعطیلات رو با حکم تقصیر من، لغو کنه و پاشه بره دنبال برنامه های خودش

آخرشم بگه خودت کردی. تو باعث شدی. تقصیر توعه

خدا... دارم خفه میشم

دویست و پنج

نمیتونم اصلا بشینم. نمیتونم تحمل کنم

نمیدونم هم چیو نمیتونم تحمل کنم

کلا دلم میخواد فرار کنم از سرکار برم خونه

نمیتونم این رفتار علیرضا رو تحمل کنم

دارم خل میشم

دیوونه شدم

قلبم پر از غصه س

دویست و چاهار

حالا یه مرداب شدم

یه اسیر نیمه جون...

دویست و سه

اون یکیا که فقط غم و دردسر و دعواهاشون برای منه

که زنگ بزنن که ما دعوا کردیم فلان گــــهو خوردیم

خب به کــــیرمممممممممممممممممممممممم کــسکشاااا ب کیرمممم بمیریییییین

این یکیم که هنوز بعد هشت سال درگیر قـهبه ی غول پیکرشه

هنوز اون به این دلداری

این به اون اهمیت

خب کیییییییییییییییییییییییییییییــــــــــــرم تو وجودتون

ریدم تو این شانسی که من تو زندگی داشتم که هر چی .. بود دور و بر من بود

دویست و دو

در حقیقت من در زندگی هیچ کس رو ندارم که بهش تکیه کنم

که پناهم باشه.

هیچ کس.

نه پدر

نه مادر

نه برادر

نه خواهر

نه همسر

من کییییییییییییییییییییییییییییییییییـــــــــــــــــــــــــــــــــرم دهن تک تکشون

دویست و یک

یه چیزی بگم باورت نمیشه

کلا منتظر و مشتاق اینم که ببینم اینو چجوری قراره تو استدلال کاملا منطقی و کاملا درستش، بندازه گردن من و در نهایت به چیزی محکومم کنه

:)))))))))))))))))))))))))

انقد این چند روز همه ش جلوی گریه م رو گرفتم که سرم داره میترکه

دویست

من قلبم میمیره با اون تیکه از آهنگ جنون سامان جلیلی:

"من اینم زندگی کردم با تو..."





... جنونه، عشق تو عین جنونه

هرکی میاد نمیمونه

هرکی میاد نمیتونه

من اینم زندگی کردم با تو

هر کی که خواست بشه جا تو

کو برسه بشه تا تو ...


ینی چیزی بوده که زندگی نکرده باشم تو این رابطه؟

صد و نود و نُه

متنفرم از همه چی

رابطه ی عمیق خاصشون تموم نمیشه

فقط پنج ساله ازدواج کردیم

دو سال و نیم هم دوست بودیم

ولی هنوووووز بعد این همه سال

هنوز درگیر همدیگه ن

متنفرم متنفرم متنفرم از این احساسی که دارم تجربه میکنم